رفتن رونیکا به اتلیه
مامانی قربونت برم کار خدا رو ببین پارسال نمیدونستم که دخملکی یا که پسر نمیدونستم چه ماهی تو وجودم دارم پرورش میدم قربونت برم عروسک .....................اخ که مامان پارسال چه حال بدی داشتم رفته بودم خونه مامان جونینا تو توی وجودم بودی و داشتی رشد میکردی امروز با اوین رفتیم ازتون عکس گرفتیم اخه شما که با هم متولد شدید من وبابا ومامان وبابای اوین هم با فاصله ١٤ روز دو هفته ازدواج کردیم میشه یک هفته قبل از عروسی اونا ویک هفته بعد از عروسی مامان وبابا عزیزم خیلی از تاریکی میترسیدی همش یه ریز گریخ کردی راستی خالهس مریم هم خونمون اومدخ بود امروز که بیاد موهاتو درست کنه اخه چشم نخوره ماشالا خیلی حرفه ای.....لباس عمه انیسم پوشیدی تو وا...
نویسنده :
فاطیما
1:38






